صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 22

كسر أصنام الجاهلية

مىگفته ومىنوشته است . وبه نظر مىآيد كه در مسائل عرفانى بيش از وى غور كرده باشد . وامّا در مقام مقايسهء با مير فندرسكى ، بايد گفت : اين حقيقت مسلّمى است كه اطّلاعات علمي ، فلسفي وديني وى بيشتر از مير بوده ، ويا حدّاقل بيشتر از وى به نگارش ونشر اين‌گونه معلومات پرداخته است . گذشته از اين ، بيشتر از وى پايبند ظاهر شريعت بوده وبه احكام دين مبين حرمت مىگذاشته است ؛ كه بروايتى جناب مير ببهانهء اينكه در مكّه خون جاندارى بايد ريخت از رفتن به حجّ وزيارة خانهء خدا خوددارى كرد « 1 » ، ولى چنانكه گذشت صدرا هفت بار با پاى پياده به زيارة خانهء خدا وانجام مناسك حج شتافت . واگر در درستى روايت فوق شك وشبهه‌اى پيش آيد ، اين واقعيّت مسلّمى است كه توجّه مير به سرزمين هندوستان بوده وعنايتش به شرح فرهنگ هندوان « 2 » ، در صورتي كه كعبهء مقصود صدرا مكّهء مكرّمه بوده وآرمانش تفسير قرآن ونشر معارف مسلمانان . نظر معاصران واخلاف صدرا دربارهء تصوّف وعرفان وى در حيات صدرا وهمچنين پس از مرگش ، شاگردان وپيروان وى در خصوص حكمت وعرفان وتقدّس وتألّه أستاذ ومراد خود سخنها گفته وستايشها كرده‌اند ، كه ذكر آنها باعث اطناب خواهد بود ولازم هم نيست . آنچه در اين مقام لازم به نظر مىآيد

--> ( 1 ) در دبستان المذاهب آمده است : « مشهور است از ميرزا أبو القاسم پرسيدند كه با استطاعت چرا به حج نمىروى ؟ جواب داد : براي آن نمىروم كه آنجا گوسپندى به دست خود بايد كشت » . ( همان ، ج 1 ، ص 47 ) . ( 2 ) ر . ك : تذكرهء رياض العارفين ، ص 166 ؛ عرفان نامهء كيوان قزوينى ، صص 54 ، 55 ؛ عرفان وأدب در عصر صفوى ، بخش دوّم ، صص 708 ، 715 ، 719 .